حسين بن حسن خوارزمي
695
شرح فصوص الحكم
فهي أصغر متغذّ و الحبة من الخردل أصغر غذاء . اما حكمت در قول او كه مىگويد كه « اگر مثقال ذرهاى از خردل باشد » آنست كه در اين قول متصدى است به بيان اصغر متغذى و اصغر غذا ، از براى آن كه در معرض مبالغه است در اين باب كه حبهء خردل را از غذا حق - سبحانه و تعالى - فايت نمىگرداند از هر كه اين حبه غذاى اوست و فرمود كه « و ليس الا الذرّة » . يعنى متغذى به غير ذرهاى نيست كه مذكور است در قول حق - سبحانه و تعالى - كه « فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَه » « 17 » الآية ، و آن « 18 » نملهء صغيره است . پس او اصغر متغذى است و حبهء خردل اصغر غذا . و لو كان ثم أصغر لجاء به كما جاء بقوله تعالى * ( إِنَّ الله لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها ) * . ثم لما علم أنه ثمّ ما هو أصغر من البعوضة قال « فَما فَوْقَها » يعنى في الصغر . و هذا قول الله - و التي في « الزلزلة » قول الله أيضا . فاعلم ذلك فنحن نعلم أن الله تعالى ما اقتصر على وزن الذرة و ثمّ ما هو أصغر منها ، فإنه جاء بذلك على المبالغة و الله اعلم . يعنى : اگر اينجا اصغر از ذره متعدى بودى ، و اصغر از حبهء خردل غذا يافت شدى ، هر آينه حضرت حق - سبحانه و تعالى - آن را به بر آوردى ، چنان كه در « إِنَّ الله لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً » « 19 » چون دانست كه اصغر از « بَعُوضَةً » است « فَما فَوْقَها » گفت . يعنى فوق البعوضة در صغر . « 20 » و اين قول حق - سبحانه و تعالى - است . و آن چه در « زلزلة » است ، آن نيز قول حق است . و چون اقتصار بر ذره كرد ، ما دانستيم [ 289 - ر ] كه در متغذى اصغر از ذره نيست و الَّا حق متعرض آن شدى ، چه اين كلام مذكور از براى مبالغه است . و اگر اصغر از ذره بودى ، ذكر او داخل بودى « 21 » در معنى مقصود . و أما تصغيره اسم ابنه فتصغير رحمة : و لهذا أوصاه بما فيه سعادته إذا عمل بذلك . و اما تصغير اسم پسرش ، تصغير رحمت بود ، و لهذا او را وصيت كرد به آن چه اگر عمل نمايد ، سعادت كونين دريابد .
--> « 17 » س 99 ى 7 . « 18 » پا : و الا . « 19 » س 2 ى 26 . « 20 » پا : « چون دانست . . . در صغر » نبود . « 21 » قا : و اگر او داخل بودى .